در نهانخانه ی دل٬ نور اختری پیداست
خیمه ی هستی من با نور کوکب برپاست
در پی نرگس مستش این دل بی تابم
بیقراری میکند و باز درونش بلواست
قطره ی بارانی چون دُر کز آسمان چکیده
تر کرده گونه هایم٬ اکنون دلم یه دریاست
تابیده نور خورشید٬ پرنورترین ستاره
که عشق نورانیش از سرا تا ثریاست
دیگه فراموش شده٬ هجران و درد دوری
نزدیکه روز وصال٬ دلم مفتون و شیداست
کسی که مرهم شده به روی زخم و دردم
صداقت تو چشماش٬ برای من یه دنیاست
شعر از مهدی
